طنز/ فرزندت کجاست؟!

احمدرضا کاظمی(روزنامه طنز بی قانون):

همونطور كه ميدونيد اخيرا يه چالشي بين مسئولان راه افتاده براي اعلام اين كه بچه‌هاشون كجا درس خوندن، كجا كار ميكنن و الان كجا ساكن هستن! چالشي كه شما اگه جواب افراد شركت‌كننده در اون رو بخونيد اشك توي چشمتون حلقه ميزنه و بغض گلوتون رو ميگيره. اگر يه شغل نصف نيمه توي يه اداره‌اي چيزي هم داشته باشيد و يه حقوق وزارت كاري بگيريد كه ديگه اصلا دچار عذاب وجدان ميشيد از اينكه اينجوري حق بچه‌هاي مسئولان رو خوردين! يكي گفته پسرم چوپانه، يكي گفته بيكاره نشسته گوشه خونه پي‌اس۳ بازي ميكنه (دقت كنيد ايشون اينقدر اوضاع ماليش بده كه حتي پول نداشته پي‌اس۴ بخره). خلاصه در اين راستا ما تصميم گرفتيم با يكي از اين مسئولان محترم مصاحبه‌اي ترتیب بدیم ببينيم واقعا وضعيت آقازاده‌هاشون به چه شكل هست:

– سلام جناب مسئول
+ با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما، بنده ضمن محكوم كردن اقدامات خصمانه آمريكا در خروج از برجام و اعمال تحريم‌هاي يك‌جانبه عليه مردم بار ديگر بر لزوم برخورد قاطع با كليه متخلفان، احتكاركنندگان و مفسدان اقتصادي تاكيد مي‌كنم و….
– ببخشيد اول اجازه بديد ما حرفمون رو بزنيم، ما اصلا در مورد اين مسائل سوالي نداريم
+ پس چيه سوالتون؟!
– مي‌خواستيم بپرسيم كه بچه‌هاي شما كجان و چيكار ميكنن؟
+ بچه؟! من بچه ندارم!
– چرا ما آمار گرفتيم از نهادهاي مربوطه، شما سه تا پسر و يك دختر داريد.
+ آها اونا رو ميگيد؟
– بله پس كيو بگيم؟
+ ها، خب اونا كه بچه محسوب نميشن ديگه هركدوم واسه خودشون آقا و خانومي شدن! من فكر كردم منظورتون از بچه فرزند زير ۱۰ ساله!
– نه همونا
+ همونا چي؟
– در مورد وضعيت همونا توضيح بديد
+ عرض خاصي نيست. سلام دارن خدمتتون. دستبوسن! غلامتونن!

– به سلامتي، خب كجا درس خوندن آقازاده‌ها؟!
+ دانشگاه
– به سلامتي چه دانشگاهي؟
+ دانشگاه غرب؟
– آزاد تهران غرب؟
+ نخير، غرب خالي!
– غرب كجا آخه؟!
+ غرب لندن!
– آها بعد الان مشغول چه كاري هستن؟
+ هر سه صادرات ميكنن.
– جدا؟ خب خوبه باز توي كار صادراتن و به ارز‌آوري كمك مي‌كنن! اين روزا اكثر آقازاده‌ها واردكننده شدن
+ بله واقعا همينطوره كه شما ميگيد
– حالا چي صادر ميكنن؟
+ ماشين لوكس!
– اما ما كه خودروي لوكس توليد نداريم! وارد مي‌كنيم، اينا چطوري صادر ميكنن؟
+ نه خب، خودروي لوكس از لندن به ايران صادر ميكنن!
– آها، خب همونو بگيد. بعد دخترخانومتون چي؟
+ خانه داره!
– عه جدا؟!
+ بله يه سه طبقه دوبلكس توی زعفرانيه داره!
– آها از اين مدل خانه‌دارا، پس شغل ديگه‌اي نداره؟
+ نه ايشون تازه عروسه و آقاشون گفته اصلا دوست ندارم كار كنه.
– شغل همسرشون چيه اونوقت؟!
+ شغلشونم پسرِ سفير بودنه!
– آها چه شغل خوبی! چقدم به‌هم ميان! به پای هم پير بشن!
+ ممنون، من يه تاييد و يه تاكيد با دوتا تكذيب ميتونم داشته باشم به‌عنوان حرف آخر؟
– نه ستونمون جا نداره، ولی لازمم نيست! مخاطبامون باهوشن خودشون تا آخر خط ميرن!

دیدگاهتان را بنویسید