طنز/ علم بهتر است یا ثروت یا چی مثلا؟

علم بهتر است یا ثروت یا چی مثلا؟
شاید الان که می خواهید شروع به خواندن تراوشات ذهن بنده کنید، همین اول کاری با دیدن تیتر کلیشه ای مطلب, همین جا کلا متن را بی خیال شده و دیگر ادامه اش را نخوانید.اما واقعیت این است که مبحث «علم بهتر است یا ثروت» بعد از بحث «اگر به فلان کاندیدا رای می دادیم چه فرقی با الان داشت؟»، «اول پیدایش مرغ بوده یا تخم مرغ؟» و «راز خسته نشدن محسن رضایی از ثبت نام در انواع انتخابات ها»، بنیادی ترین مسئله تاریخ بشر است. با تحقیقات مفصلی که بنده انجام دادم به نتایج جالبی رسیدم. برای مثال در دوران انسان اولیه نه کسی علم را می فهمیده و نه ثروت را. در آن دوران تیتر این نوع از انشاها معمولا بصورت «انقراض دایناسورها بهتر است یا داشتن کار در جنگل یا غار دوبلکس؟» بوده و اکثر قریب به اتفاق انسان های اولیه اعتقاد داشتند که غار دوبلکس از همه شان بهتر است و می شود داخلش مرکز خرید زد و از ترکیه برگ درخت مردانه و زنانه و مجلسی(پوشاک) وارد کرد و یک ساله بار خود را بست. اما بلافاصله بعد از این انتخاب به دلیل نوسانات ارزی و چند برابر شدن عوارض و مخارج بالا فرتی ضرر می کردند و به خاک سیاه می نشستند و مجبور می شدند با دایناسور توی اسنپ کار کنند!

اما در دهه های اخیر, کلمات این سوالات به تدریج تغییر کرده اند. در اواخر دهه پنجاه سوال این بود که «آری یا نه؟» که البته ربطی به علم و ثروت نداشت و یک سوال رایج بود! که هنوز هم خیلی ها نمی دانند به این سوال جواب درست داده اند یا نمره منفی داشته یا چی! از سال شصت تا سال شصت و هشت سوال از مسیر اصلی خود منحرف شده و بدین گونه بوده که «جبهه رفتن بهتر است یا خدمت به کشور یا ویدئو!؟»؛ اما چون ویدئو ممنوع بود، این کلمه از سوال مذکور حذف می شد و در حالیکه مردم ویدئویی به اندازه بهداد سلیمی را داخل شلوار چند پیلشان قایم می کردند، قاطعانه و با غرور و افتخار اعلام می کردند «علم»؛ که البته علم اصلا توی گزینه ها نبود و نگارنده هم اکنون مثل شما گیج شده است!!
کم کم که دهه شصتی ها وارد بازار کار شدند و دیدند باید یک عمویی، شوهر عمه ای، دوستی کسی را داشته باشند تا برای استخدام سفارششان را بکند، مردم در جواب سوال «علم بهتر است یا ثروت؟» با اختلاف فاحشی، «پارتی» را برگزیدند!
«پارتی» تا سال های اخیر جواب قاطع این پرسش در جای جای این کره خاکی بود. پارتی همیشه حلال مشکلات بود تا اینکه «ژن خوب و رانت» به آن اضافه شد! اما دیری نپایید که تعدادی از شاخ های اینستاگرام با اقداماتی چون «روسری سر کردن با یک کیلوگرم و هفتصد گرم ریش»، «دابسمش»، «رقص و ترکیبی)) و «نمایش نقاط کور بدن خود که هر نابینایی را بینا می ساخت!!» و این قبیل کارها, اثبات کردند که در دوران جدید «علم بهتر است یا ثروت؟» جواب دیگری به نام «فالوئر» و «لایک» دارد! بنابر این در این دوران اگر شما علم که سهل است, «گلابی سمت راست را رنگ بزن» هم بارتان نباشد اما فالوئر داشته باشید، نانتان در روغن است و پس فردا روز با تبلیغات، پیجتان، خودتان و جد و آبادتان خدا تومان می ارزد. تازه پس از آن به برنامه های مختلف هنری دعوت می شوید و تا آخر هفته اگر آنتن شبکه یک و سه و خندوانه در اختیارتان نباشد، حداقل می توانید با چند برنامه اینترنتی مصاحبه کنید و شب هم در یک گوشه ای از شبکه دو بخوانید و اگر جای خوب ندارید همانجا بخوابید!!(می دانیم صدایتان خوب نیست، شما کاری نداشته باشید.بخوانید. پلی بک بخوانید..لب بزنید…خدا را چه دیدی شاید فردا روز بیخودی خواننده هم شدید!)
در انتها بگویم که بنده این روزها دلم شدیدا برای «ثروت» می سوزد. چون کسی از اول هم توجهی به «علم» نداشت و محلش نمیگذاشتند و برای همین عادت کرده است. جواب این سوال کلیشه ای همواره «ثروت» بوده اما اکنون با ۴۰ میلیون شدن پراید, ثروت هم ارزش خود را از دست داده و خانه نشین شده و افسردگی گرفته است!

مطالب جدید در توترنگ:
 چرا نهنگ آبی فریدون جیرانی آنچنان که باید مخاطب جذب نکرد؟

دیدگاهتان را بنویسید